|
خدایا میدونم خیلی پر رویی که من بعد از مدتها با تو حرف بزنم اونم وقتی که کارم گیره و به تو احتیاج دارم ، اما می دونم تو به حرفام گوش میدی . خدایا من خسته ام ، خسته از اینکه حرفام تو دلم مونده و به هیچ کس نمی تونم بگم . آخه اگه به هر کی بگم نه تنها مرهم دردم نمیشن بلکه با حرفهاشون دردمو بیشتر می کنن . خدایا از تو می خوام کمکم کنی . خودت میدونی درد دل من چیه اصلا خودت این دردو تو دل من انداختی ، خودتم باید بهم کمک کنی تا به درد دلم مرهم بذارم . خودت میدونی مرهم دل زخمی من چیه (کیه) آخه تو خودت اونو آفریدی . خدایا خسته شدم از اینکه هر شب فقط تو خیالم باهاش حرف بزنم ، خدایا خسته شدم از اینکه فقط از دور نگاش کنم و حسرت تو دلم انبار کنم ، خدایا خسته شدم از اینکه هر وقت که می بینمش دست و پام می لرزه ، خدایا خسته شدم از اینکه فقط سکوت جواب سکوت منه ، خدایا خسته شدم از اینکه نمی تونم حرف دلمو بهش بگم ، خدایا خسته شدم از اینکه وقتی میاد پر از شور و شوقم و وقتی میره پر از حسرت .
خدایا یه چیز ازت می خوام جون من نه نگو ، ازت می خوام حرفای دلمو بهش بگی ، بهش بگی که تمام زندگی منه ، بهش بگی که اگه نباشه من می میرم . میدونی چرا اینا رو از تو می خوام چون تو خودت کاری کردی که وقتی می بینمش زبونم می گیره .
خدایا یه وقت فکر نکنی م ناشکرم نه من از اینکه تو خیالم با هاش حرف میزنم ، میخندم و گریه میکنم خیلی هم راضیم ، آخه اگه من همین یه دلخوشی رو هم نداشتم تا حالا تموم شده بودم .
خدایا خودت کمکم کن . |